شناسایی و پرورش استعداد در کودکان شرط لازم برای کامیابی

اهمیت شناسایی و پرورش استعداد در کودکان در طول دوران رشد و بالندگی آنها در دوران کودکی کلید تعیین سطح توسعه یافتگی جوامع امروزی و همچنین جوامع آینده می باشد. این مهم در کنار تربیت روحی و روانی مناسب که بستر بکارگیری ارزشمند استعدادها را فراهم میکند، به ترتیب شرط لازم و کافی برای توسعه خوداتکاء بر محور ارزشهای انسانی بحساب می آید. با ذکر داستانی آموزنده به تبین موضوع اول می پردازیم.

یک داستان آموزنده در اهمیت توجه به  شناسایی و پرورش استعداد:

روزي روزگاري حيوانات جنگل تصمیم گرفتند مدرسه اي برپا كنند، تا با استفاده از معلمین مجرب به آموزش فرزندان دلبند خود بپردازند و تواناییهای گوناگون را در آنها پرورش دهند. این داستان پند آموز را بخوانید:

حیواناتی که تصمیم به دایرکردن مدرسه گرفتند، عبارت بودند از: خرگوش، اردك، سنجاب، عقاب و لاك پشت. در کمیته برنامه ریزی آموزشی خرگوش بر ضرورت وجود درس دویدن در برنامه آموزشی تاکید کرد. اردک آموزش شنا را بسیار ضروری شمرد. سنجاب بر بالا رفتن از درخت، عقاب بر آموزش پرواز و لاک پشت بر استقامت تاکید کرند. در نهایت برنامه آموزشی مدرسه با لحاظ  واحدهاي درسی  ذیل تدوین شد:

«دويدن، شنا كردن، پرواز كردن، بالا رفتن از درخت و استقامت.»

وقتي كه سال تحصيلي مدرسه شروع شد شاگردان تمرينات نظري و عملي سختي را براي كسب مهارتهاي لازم شروع كردند. شاگردان در بدو ورود به مدرسه هر كدام در يك يا چند زمينه توانايي هاي چشمگيري داشتند. با این حال براي گذراندن دروس مدرسه لازم بود كه مقدار زيادي از وقت خود را صرف كسب مهارتهاي جدیدی کنند كه استعداد كمتري در آنها داشتند و یا اصلا استعدادی در آن نداشتند.

خرگوش كه دونده ماهري بود و در دویدن نمره بیست می گرفت، مجبور شد با کاهش تمرکزش بر دویدن به آموزش و تمرين پرواز كردن يا پريدن، شنا و بالارفتن از درخت بپردازد و در یکی از تمرینات بالا رفتن از درخت دچار ضربه مغزی شد و توانایی دویدن خود را از دست داد. عقاب هم مجبورشد زمان پرواز خود در ارتفاعات كوه و دشت را کم كرده و وقت زيادي را براي يادگيري و تمرين شنا یا دویدن و تمرینات استقامتی صرف كند و حيوانات ديگر هم به همین ترتیب.

نتیجه داستان:

وقتي كه سال تحصيلي به پايان رسيد هركدام از شاگردان  مهارت خوبی در یک یا دو رشته داشتند و در بقیه دروس بسیار ضعیف ظاهر شدند. البته لاك پشت هم به دلیل ضعف در اکثر دروس و به علت تمرينات سخت پريدن و دويدن مجبور به ترك تحصيل شد!

و در نهایت سنجاب! كه مختصري از اکثر مهارتها را كسب كرده بود شاگرد ممتاز شناخته شد و لوح تقدير گرفت!

همینطور که ملاحظه می کنید، همه حیوانات یک دوره زمانی طولانی را صرف کسب مهارتهایی کردند که به طور ذاتی هیچ استعدادی در آن نداشتند و چنانچه این زمان را صرف تقویت مهارتهایی می کردند که استعدادش را داشتند به طور قطع نتیجه بهتری بدست می آوردند. از طرف دیگر ضعف و سرخوردگی بچه ها در رشته هایی که در آن استعداد نداشتند باعث سرکوب اعتماد به نفس در آنها شد.

نقل قولی از آلبرت اینشتین می گوید: اگر شما یک ماهی را بر اساس تواناییش در بالا رفتن از درخت بسنجید، آن ماهی تمام عمرش را بر این باور خواهد گذراند که یک بی دست و پای احمق است.

حکمت و عدالت در آفرینش:

حکمت و عدالت خداوند بر این قرار گرفت که هریک از انسانها در بخشی از مجموعه قابلیتهای بشری استعداد و آمادگی بیشتری داشته باشند و این تنوع استعداد و ترکیب این تفاوتها چیزی است که جامعه بشری را کامل می کند. یک فرد از نیروی بدنی خوب و دیگری از ذوق شعری و هنری و یا قدرت استنتاج فکر و یا استعداد ویژه دیگری برخوردار است. اگر همه از نظر هوش و استعدادهای روحی و جسمی یکسان باشند نظام اجتماعی تکامل نخواهد یافت.

یک جامعه همانند پیکر یک انسان، نیاز به بافت ها، استخوان ها و سلول های گوناگون دارد. نیاز به پزشک، معمار، طراح، مدیر، موسیقی دان، ریاضی دان، ورزشکار، کارگر ماهر و … دارد تا بتواند به حیات و پیشرفت و تامین نیاز بشر دست یابد. خداوند متعال در آیه 50 از سوره مبارک طه می فرماید:

رَبُّنَا الَّذی اَعطی کُلّ شَی ء خَلقَهُ ثُمَّ هَدی.

« پروردگار ما کسی است که به هر چیز، آفرینش خاص خودش را داده و سپس آنها را هدایت کرده است.»

مسئله امروز جامعه

چه بسیار دانش آموزانی که در دهه های گذشته استعداد فراوانی در رشته های هنری و یا ورزشی داشتند ولیکن به خاطر محوریت ریاضیات در آموزشها احساس ناتوانی و ضعف نسبی کرده اند و اعتماد به نفس و حتی عزت نفسشان دچار نقصان گردید و هرگز فرصت نیافتند تا بر مدار استعدادهای غالبشان حرکت کنند. سیستم آموزشی حتی برای کمک به کشف و شناسایی این استعدادها گامی برنداشت چه برسد به تقویت آنها در یک سیستم متکثر.

به هر حال انسان با مجموعه توانایی‌های ذاتی بالقوه‌ای به دنیا می‌آید که در طول زندگی و گذر عمر، برخی از این توانایی‌ها را به فعلیت می رساند. چه بسیار استعدادهایی که اگر در زمان مناسب به فعلیت نرسند بعدها زمینه بروز نخواهند یافت و تاریخ بهره برداری از آنها منقضی می شود. مهمترین و اولین تصمیم استراتژیک در زندگی انسان این است که هر چه سریعتر نوک پیکان استعدادهایش را بشناسد و در امتداد این پیکان اصلی حرکت نموده و قابلیت های کلیدی اش را تقویت کند.

روزگاری والدین موفقیت فرزندان را در آرزوهای گذشته خود جستجو می کردند و امروز شاهد جمعیت بزرگی از فارغ التحصیلان دانشگاهی هستیم که شغلشان تناسبی با رشته تحصیلی و آموزشهایی که دیده اند ندارد. و مهمتر جوانانی که آموخته هایشان تناسبی با استعدادها و علایق آنها ندارد.

سوال اینجاست که امروز یک جراح حاذق شخصیت موفق تری است یا یک موسیقیدان طراز اول. یک نابغه نقاشی موفق تراست یا یک فوتبالیست صاحب نام. یک پژوهشگر و مخترع موفق تراست یا یک معلم که استعداد شگرفی در آموزش و پرورش نسل بعدی دارد.

نتیجه بحث:

ظهور و بروز استعداد همه افراد رمز موفقیت بشر است و این مستلزم شناسایی و پرورش استعداد همه افراد می باشد. جامعه از یکسو نیاز به توسعه دانشی دارد که بتواند به شناسایی و کشف استعداد کودکان و نوجوانان کمک نماید و از سوی دیگر نیازمند توسعه نظام آموزشی به گونه ای است که با دقت بسیار کودکان را در مسیر پرورش استعدادهایشان قراردهد. لذا شناسایی و پرورش استعداد کودکان در زمان و سن مناسب شرط لازم موفقیت یک جامعه هوشمند در رقابت بین المللی آینده است. اصولا پروش استعداد ها انسان ها را توانمند می کند و انسان های توانمند هم کمتر دچار فقر و ناکامی می شوند.

سوال مهم بعدی این است که آیا شناسایی و پرورش استعداد ها برای کامیابی مردم و جامعه کافی است؟اگر چنین نیست شرط کافی برای کامیابی افراد و جامعه چیست؟

برای تبین بیشتر این شروط لازم و کافی توسعه در مقالات بعدی همراه ما باشید…

آشنایی با انواع بازی فکری برای کمک به شناسایی و پرورش استعداد در کودکان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *