هوش و استعداد ؛ تفاوت ها و تاثیرات متقابل

هوش و استعداد

برای درک نسبی تفاوت هوش و استعداد کافی است افراد مختلفی را با ضریب هوشی مشابه در شرایط و موقعیت یکسانی در معرض کسب یک مهارت خاص قرار دهیم. در این صورت متوجه خواهیم شد که این افراد از نظر کیفیت کسب آن مهارت تفاوتهایی خواهند داشت.

برخی افراد در یک زمینه کیفیت یادگیری بهتر و کارایی زیادتری از خود نشان می‌دهند و پیشرفت آنها در آن زمینه سریعتر است. افراد دیگر در زمینه‌های دیگری ممکن است از خود کارایی و مهارت و سرعت پیشرفت زیادتری نشان دهند. در واقع چنین تفاوتی بیشتر از آنکه ناشی از تفاوت در ضریب هوشی آنها باشد، به تفاوت آنها در ترکیب استعدادهایشان مربوط می‌شود. درواقع استعداد میزان نسبی پیشرفت فرد در یک فعالیت خاص را تعیین می کند.

پیامبر اکرم (ص) در این زمینه می‌فرمایند: «همۀ شما کار و کوشش می‌کنید، ولی متوجه باشید که هرکسی برای کاری آفریده شده است و پوشیده نیست که آن را به‌راحتی انجام می‌دهد»

برخی فعالیتها وجود دارند که لازمه موفقیت در انجام آنها برخورداری از استعداد خاص در آن زمینه است. به عنوان مثال در هنر نقاشی و یا موسیقی داشتن استعداد از عوامل بسیار ضروریست. حال در شرایط یکسان از نظر استعداد، کسی که ضریب هوشی بالاتری دارد، می تواند موفقیت بیشتری را کسب کند.

تعاریف هوش و استعداد

در یک تعریف؛ هوش عبارت است از توانایی یادگیری و کاربرد مهارت های لازم برای سازگاری با نیازهای فرهنگ و محیط فرد و نیز توانایی حل مسئله و استعداد عبارت است از قابلیت و توانایی خاص در یادگیری همراه با بروز قابلیت شخصی و انجام ماهرانه یک کار خاص.

به هر حال هر دو عامل هوش و استعداد منشاء تفاوت های فردی بین انسانها محسوب می شوند.

بیشتر محققین معتقدند که هوش یک توانایی کلی تلقی می شود که می تواند پایه ی پرورش استعداد های مختلف باشد. به عبارتی هوش مفهومی عمومی و مشترک بین همه افراد است، اما استعداد مفهومی خاص و متفاوت بین افراد است.

مفهوم هوش از گذشته در علوم مختلف مورد توجه بوده است. زیست شناسان هوش را عاملی برای سازش با محیط و بقاء می دانند. فیلسوفان هوش را در قالب قابلیت های اندیشه مجرد مثل قدرت استنتاج و … می دانند. متخصصان تعلیم و تربیت نیز آن را توانایی یادگیری معرفی کرده اند.

یکی از کاملترین تعاریف از هوش در سال 1983 توسط هوارد گاردنر ارایه شد که تفکرات سنتی در مورد هوش را به هم ریخت. در این تعریف هوش در چارچوب هفت بعد معرفی شد:

  • هوش کلامی یا زبانی
  • هوش منطقی یا ریاضی
  • هوش هندسی یا فضایی
  • هوش موسیقایی
  • هوش جسمانی و حرکتی
  • هوش میان فردی یا هوش هیجانی
  • هوش درون فردی

بعد ار آن خود گاردنر و دیگران با بسط و تکمیل این نظریه دو بعد دیگر به این ابعاد اضافه کردند:

  • هوش طبیعت گرا
  • هوش معنوی

ابعاد 9 گانه هوش و استعداد

همانطور که می بینید تعاریف سنتی هوش که با آزمون های هوش بهر سنجیده می شدند، عمدتا بر دو یا سه بعد از هوش تاکید داشتند. این تعریف از انواع هوش آمیختگی زیادی با سطوح کلان استعداد دارد و با پذیرفتن این رویکرد می توان هوش را پوششی کلان برای ابعاد مختلف استعداد در نظر گرفت. به این معنی که ترکیب های مختلفی از ابعاد هوشی در هر فرد می تواند منجر به بروز مجموعه ای از استعدادهای جزی تر شود.

در یک تعریف قابل قبول منظور از استعداد، آمادگی طبیعی، فطری و اکتسابی فرد برای انجام کارهای مختلف است. در استعداد هم عوامل فطری و هم عوامل اکتسابی دخالت دارند و به همین دلیل است که در استعدادها تفاوت های زیادی به چشم می خورد.

هوش و استعداد حتی اگر دو مفهوم مستقل در نظر گرفته شوند با هم ارتباط دارند و باید نگاهی تعاملی به هر دو داشت.

یک اشتباه متداول در مورد هوش و استعداد

در گذشته از بهره هوشی برای تعیین اینکه یک فرد در یک زمینه خاص می‌تواند کارایی لازم را از خود نشان دهد یا نه استفاده می‌کردند. به عبارتی آزمونهای هوش بهر برای تعیین میزان استعداد فرد در زمینه های مختلف بکار می رفت. این در حالی بود که در تعاریف سنی هوش بهر و روش های اندازه گیری آنها ابعاد محدودی از هوش مورد سنجش قرار می گرفت.

در جنگ جهانی اول و دوم برای گزینش افراد برای تخصصهای مختلف از نمره بهره هوشی استفاده می شد. در جنگ جهانی دوم فقط داوطلبانی را که نمره آنها در آزمون هوشی از حد خاصی بالاتر بود برای آموزش خلبانی انتخاب می‌کردند. در تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده بود برای حقوقدان شدن بهره هوشی 95 تا 157، مهندس شدن 100 تا 151، مکانیک شدن 60 تا 155 و … تعیین شده بود.

اهمیت استعداد

امروزه علاوه بر تأکید اساسی که بر بهره هوشی در یادگیری مهارتها و حرفه‌ها می‌شود، مسأله استعداد نیز در کنار آن اهمیت ویژه‌ای دارد و آزمونهای هوشی نمی‌توانند تعیین کننده صرف میزان موفقیت فرد در یک زمینه باشند. به عنوان مثال فردی که از لحاظ سطح هوشی در حد بالایی قرار دارد لزوما مهندس یا پزشک خوبی نخواهد شد. موفقیت فرد در یک رشته علاوه بر بهره هوشی به استعدادهایی که در آن زمینه دارد نیز بستگی دارد.

نکته مهم و قابل توجه این است که در بسیاری از حرفه ها استعدادهای جزیی اهمیت بیشتری دارند. به عنوان مثال قابلیت های حرکتی ظریف دست و انگشتان استعدادی است که باعث موفقیت در کارهای ظریف مثل ساعت سازی و ساخت طلا و جواهرات و … می شود. افرادی که از این استعداد برخوردار نیستند، با وجود بهره هوشی بالا نمی توانند در مهارت ساخت این مصنوعات ظریف موفق شوند و یا اینکه نیاز به صرف زمان بسیار بیشتری برای کسب این مهارت خواهند داشت.

مدیریت هوش و استعداد

درست است که هوش حرکتی و یا جسمی یکی از ابعاد هوش است و این پتانسیل را برای موفقیت در فعالیت هایی مثل رشته های تخصصی ورزشی فراهم می کند، ولیکن همین بعد از هوش در سطوح پایینتر ابعاد ظریف و گسترده ای خواهد داشت. یکی فوتبالیست ماهری می شود. دیگری شناگر و آن یکی بسکتبالیست و نفر چهارم جواهرساز ماهر.

با این رویکرد هوش را می توان یک استعداد کلان در نطر گرفت که در سطوح جزیی تر به استعدادهای مختلف تجزیه می شود.

در دنیای روانشناسی بعضا با افرادی هر چند نادر مواجه می‌شویم که با وجود پایین بودن بهره هوشی حتی در سطحی که به عنوان یک عقب مانده ذهنی معرفی می‌شوند، استعدادهای فوق‌العاده‌ای از خود در یک زمینه خاص نشان می‌دهند. یکی از این نابغه‌های کودن با بهره هوشی پایین قادر بود با یک قیچی و یک طلق اشکالی را با ظرافت و دقت تمام برش دهد. بدون اینکه از الگو یا مواد و … استفاده کند. این اشکال معمولا اشکال پیچیده مثل یک اسب در حال دویدن، یک گوزن با گردنی افراشته بر روی یک صخره و مواردی از این قبیل، که با تمام ظرافت هنری برش داده می‌شد.

اندازه هر یک از ابعاد هوش و استعداد

هر بعد هوش و استعداد در افراد مختلف صرفا مقادیر مطلق صفر و یک ندارد. مثلا در مورد سرعت واکنش نمی توان افراد را صرفا به دو گروه تند و کند تقسیم کرد. از یک قطب تا قطب دیگر، درجات متعددی وجود دارد. می توان هر فردی را در هر یک از ابعاد استعداد و یا هوش در یک نقطه از طیف مربوطه قرارداد و به این ترتیب بی نهایت ترکیب از ابعاد هوش و استعداد در جامعه انسانی بوجود آمده است. نمودار ذیل دو فرد فرضی را در 9 بعد از هوش مقایسه می نماید.

نمودار مقایسه ابعاد هوش و استعداد

برای سنجش استعداد افراد در زمینه‌های گوناگون معمولا از آزمونهای ویژه سنجش استعداد استفاده می‌شود. برخی از این آزمونها کلی بوده و تواناییها و استعدادها فردی را به صورت کلی می‌سنجند. برخی نیز به صورت خاص استعدادهای ظریفی را مورد سنجش قرار می دهند.

در سطوح خیلی کلی ابعاد استعداد به ابعاد هوش نزدیک می شوند و ابعاد کلی هوش  پایه و ریشه استعدادها بشمار می آیند. به عبارتی ابزارهای سنجش هوش و استعداد در سطوح کلان آنها بسیار به هم نزدیک می شوند.

از آنجا که هوش همان استعدادهای کلی است، توزیع استعدادها شبیه به توزیع هوش بوده و در جوامع مختلف تابع منحنی نرمال است که در آن، اکثریت افراد حول و حوش میانگین قرار دارند و عده ای با استعداد و عده ای دیگر کم استعدادتر هستند.

آزمون های سنجش استعداد های خاص بیانگر سطح هوشی فرد نخواهند بود و یک آزمون بهره هوشی نیز برای سنجش استعداد فرد در یک زمینه خاص مناسب نیست. لذا در سطوح جزئی تر ابزارهای سنجش هوش و استعداد از هم فاصله می گیرند.

در نظام فعلی شناسایی استعدادها که در دوره ابتدایی اجرا می شود حوزه هایی استعدادی شامل استعدادهای کلامی و ریاضی و هنری و فضایی و حرکتی و ورزشی و اجتماعی و فرهنگی و دینی و علوم است که همین حوزه‌های استعدادی مبنای ساخت ابزار شناسایی دانش آموزان دارای استعدادهای برتر قرار گرفته است.

اولیا باید به این امر واقف باشند که استعدادها محدود به استعداد تحصیلی نیست. اینکه فرزندشان به خوبی مسائل ریاضی را حل می کند یا در بعضی از دروس توانایی دارد یا نمرات خوبی در کلاس درس کسب می کند به استعداد تحصیلی او مربوط می شود. آگاهی والدین از اینکه استعدادهای دیگری نیز وجود دارند که شاید فرزندشان واجد هر یک از این استعدادها باشد نیز لازم است.

انواع استعداد

در یک تعریف استعدادها در سطح کلی به سه گروه تقسیم می شوند؛

  • حسی
  • حسی حرکتی
  • ذهنی (شناختی).

استعدادهای جزیی مفهومی نسبی هستند. یک استعداد معین می تواند نسبت به استعداد دیگری که کلیت بیشتری دارد جزیی به حساب آید و نسبت به استعداد دیگری که محدودتر از آن است کلی محسوب شود. مثلاً استعداد ریاضی می‌تواند نسبت به هوش بهر جزیی اما نسبت به رشته های مختلف ریاضی مثل جبر و حساب و هندسه و… کلی باشد.

در زمینه استعداد حسی ، حواس مختلف به خصوص بینایی و شنوایی دخالت دارند که در هر کدام ، دو بعد مطرح شده است . در حس بینایی ، تیز بینی (درک یا تمیز دقیق اشیاء) و حساسیت به رنگها (تشخیص رنگهای مختلف) مطرح می باشد.

برای تشخیص تیز بینی از تابلوی ” اسنلن ” استفاده می شود و برای تشخیص حساسیت به رنگها می توان از تست اشیاء استفاده کرد .

برخی افراد به دلایل متفاوت در تشخیص رنگها دچار مشکل هستند که به آنها کوررنگ گفته می شود.

مشهورترین کوررنگی ، کوری نسبت به رنگ های قرمز و سبز است ، بدین معنا که فرد نمی تواند اشیایی با رنگ های قرمز و سبز را تشخیص بدهد .

در حس شنوایی ، تیزی گوش مطرح است (شناسایی دقیق اصوات) که برای تشخیص آن از دستگاه شنوایی سنج استفاده می شود و از طریق آن می توان ناشنوایی های مختلف را تشخیص داد . مثلا دقت شنوایی می تواند یکی از لوازم استعداد موسیقی باشد. برای این منظور تربیت شنوایی در سنین نوزادی و خردسالی مورد توجه مراکز آموزش موسیقی قرار گرفته است.

در زمینه استعداد حرکتی هم سرعت و زمان واکنش مورد بررسی قرار می گیرد. منظور از زمان واکنش ، مدت زمانی است که فرد به یک محرک پاسخ می دهد، یعنی فاصله بین ایجاد محرک و پاسخ .این می تواند یکی از ابعاد ظریف هوش حرکتی باشد.

در زمینه استعدادهای ذهنی، به طور عمده مسأله دقت ، تمرکز ، توجه، حافظه، خلاقیت، تخیل، توانایی حل مسئله و … مطرح است .این ها در سطوح کلان و حتی ابعاد ۹ گانه هوش نیز به دقت مورد توجه قرار نمیگیرند. ترکیب متفاوت این استعدادها و ابعاد هوش بی نهایت ترکیب از توانایی برای انسانها ایجاد می کند.

توجه یا دقت ، به معنای قابلیت تمرکز تواناییهای ذهنی روی یک موضوع است که در این مورد، توجه انتخابی نیز مطرح می شود و به طور معمول ، کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری در توجه انتخابی مشکل دارند .

حافظه نیز به معنای فرایند دریافت ، ضبط و نگهداری موارد است و افراد در این زمینه ها با یکدیگر تفاوت دارند .

در مورد خلاقیت نیز علیرغم تلاش صورت گرفته برای تعریف و تجزیه و تحلیل آن، هنوز تعریف کاملی ارائه نشده است.

جمعبندی تفاوت های هوش و استعداد

همانطور که گفته شد؛  تعاریف سنتی هوش که با آزمون های هوش بهر سنجیده می شدند، عمدتا بر دو یا سه بعد از هوش تاکید داشتند. تعریف هوش با ابعاد 9 گانه که توسط گاردنر و دیگران توسعه یافت، آمیختگی زیادی با سطوح کلان استعداد دارد. با پذیرفتن این رویکرد می توان هوش را پوششی کلان برای ابعاد مختلف استعداد در نظر گرفت. به این معنی که ترکیب های مختلفی از ابعاد هوشی در هر فرد می تواند منجر به بروز مجموعه ای از استعدادهای جزی تر شود. به بیانی دیگر می توان ابعاد هوش را سطحی کلان از استعدادها تعریف کرد. یعنی ابعاد مختلف هوش استعدادهای سطح کلان فرد بشمار می روند که در سطوح پایین تر به استعدادهای جزئی تر تجزیه می شوند.

برای مطالعه بیشتر لینک کتاب های راهنمای تقویت هوش کودک یا مقالات استعداد یابی و تقویت هوش کودک را ببینید.

منابع:

Armstrong, Thomas .(2009). Multiple Intelligences in the Classroom 3rd ed. Alexandria, VA: Association for Supervision and Curriculum Development.

Gardner, Howard.(1993). Multiple Intelligences: The Theory in Practice. New York:   Basic.

Gardner, H. (2011). Frames of mind: The theory of multiple intelligences. Basic books.

Gardner, Howard. (2000). Intelligence Reframed:  Multiple Intelligences for the 21st Century.  New York:  Basic.

شهید مطهری، حدیث تربیت، ۱۳۶۱

دانشنامه رشد  http://daneshnameh.roshd.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *