حقایقی در رابطه با خلاقیت

خلاقیت

این اولین باری است که مستقیم و بی واسطه با هم حرف می زنیم، بدون واسطه ی تحقیقات یا ترجمه مقالات. وقتی به این موضوع فکر می کردم که قرار است در این چند خط راجع به چه چیزی صحبت کنیم، به 2 نتیجه رسیدم. اول اینکه این نوشته می تواند راجع به دغدغه هایمان باشد، که اگر دغدغه مان تربیت و رشد فرزندانی سالم باشد در خلال مقالات حرفمان را با هم زده ایم. اما نتیجه دوم برایم لذت بخش تر بود. نتیجه دوم این بود که می شود چند مقاله یک بار، حرف هایمان را به زبان ساده ی خودمان یک کاسه کنیم تا نقاط ابهام برطرف شده و یا هر جایی که مطالب گویا نیست را با توضیحاتی حل و فصل کنیم. اما حرف امروز من چند کلمه ای درباره خلاقیت است.

خلاقیت مفهومی است که شاید لازم باشد روزها و روزها درباره زیر و بم آن حرف بزنیم، و تازه شاید بعد از این همه حرف باز هم اشتباه فهمیده شود. در این مطلب قصد ندارم با تعاریف مختلفی که از این مفهوم ارائه شده شما را سردرگم کنم، فقط می خواهم آنچه در تمام این تعاریف مشترک است را بیان کنم و در اهمیت کمک به رشد ان چند کلمه ای حرف بزنیم.

ویژگی مشترک تعاریف خلاقیت

ویژگی مشترک تعاریف مختلف از خلاقیت وجود 5 مشخصه است که آن 5 مشخصه عبارتند از:‌ تخیل، اصالت، مولد بودن، حل مسئله و توانایی تولید محصولی ارزشمند. اما این مشخصه ها دقیقاً بر چه چیزی دلالت دارند؟ بر اساس تعریف فرهنگ روانشناسی انجمن روانشناسی آمریکا (APA) تخیل عبارت است از نوعی استعداد ذهنی، که در نبود اطلاعات حسی مستقیم، غالباً از طریق ترکیب و در هم آمیختن تکه های تجربیات حسی قبلی، اندیشه ها و تصاویر جدیدی را خلق می کند. اصالت به معنای تقلیدی نبودن است، یعنی فرد خلاق تفکراتی دارد که شبیه به فرد دیگری نیست و منحصر به خود اوست. مولد بودن به معنای توانایی ایجاد ایده های جدید است، این ایده ها ممکن است از ترکیب ایده های مختلف باشد اما به روشی که منحصر به فرد است. حل مسئله بر اساس تعریف APA فرآیندی است که افراد از طریق آن تلاش می کنند بر مشکلات فایق آیند، به طرح هایی دسترسی یابند که آن ها را از موقعیت آغازین به هدفی دلخواه برساند، یا از طریق کارکرد های عالی تر ذهن مانند استدلال و تفکر خلاق به نتایجی برسند. توانایی تولید محصول ارزشمند هم به این معناست که فرد از طریق فرآیندی خلاق بتواند برون دادی از خود ارائه دهد که اصیل بوده و دارای ارزشی شخصی یا اجتماعی باشد. این محصول صرفاً فراورده ای فیزیکی نیست، حتی یک ایده خلاق می تواند عنوان محصولی ارزشمند را در پی داشته باشد. تنها مشخصه ای که در این بین می توان از طریق آموزش در فرد تقویت کرد توانایی حل مسئله است که البته لازم به یاد آوری است که همین حل مسئله هم در افراد خلاق فاصله ای چشم گیر با افرادی دارد که به آنها این مشخصه را آموزش داده اند.

مشخصه های نام برده شده در بالا سبب ایجاد صفاتی شخصیتی خواهد شد که مجموعه این صفات را به عنوان خلاقیت می شناسیم.

هاوارد گاردنر معتقد است افراد خلاق واقعی می توانند از طریق به کارگیری این مشخصه ها در جهان تغییراتی ایجاد کنند، خواه این جهان جهانی باشد که تمام جمعیت کره زمین را در بر می گیرد خواه جهان فردی شخص خلاق، مهم توانایی ایجاد یک ایده ناب، عمل بر اساس آن و ایجاد تغییری هر چند کوچک در نتیجه ی آن عمل است. عمل کردن بر اساس ایده ناب بیانگر فرآیند خلاقی است که در پی یک فکر می آید. اهمیت این بخش از خلاقیت به حدی بالاست که گاهی متفکران ان را از محصول نهایی نیز مهم تر می دانند، این که فرد از طریق خلاقیت خود راهی را پیدا کند تا بر محیطش اثر بگذارد، هر چند این تاثیر نتیجه بخش نباشد، مهم تلاش از مسیری خلاق و دلسرد نشدن در صورت نرسیدن به نتیجه دلخواه است، به همین دلیل است که یکی از مباحث مهم که درباره خلاقیت و در ارتباط با آن باید آموزش داده و مورد تشویق قرار بگیرد، پشتکار است.

یک فرآیند خلاق است که محصولی ارزشمند را در پی دارد!

شناسایی خلاقیت راه های مختلف و روش های گوناگونی دارد که قصد ما صحبت در این باره نیست، فقط می خواهم یادآور شوم که مهم تر از شناسایی خلاقیت، کمک به رشد آن است. معمولاً خلاقیت در سنین پیش از دبستان توسط والدین و متخصصان از طریق مشاهده ویژگی ها و آزمون های مختلف شناسایی می شود ، اما با ورود کودک به مهد کودک ها و مراکز پیش دبستان و اجبار کودک برای قرار گرفتن در چارچوبی که سایر کودکان با خصوصیات مختلف هم در آن قرار دارند، اولین و یکی از مهم ترین موانع در راه خلاقیت جلوی کودک خلاق ما قرار می گیرد. او باید خود را با شرایطی وفق دهد که خلاقیتش را از بین خواهد برد. این جاست که اهمیت ایجاد شرایطی برای رشد خلاقیت خود را نشان می دهد. با توجه به سیستم آموزشی موجود در کشور ما، که با کم دقت ترین مشاهده هم می شود دریافت تا یک سیستم آموزشی درست چه فاصله ی چشم گیری دارد، اهمیت فعالیت های کمک آموزشی نمایان می شود. ما نمی توانیم خلاقیت کودکمان که شاید مهم ترین سرمایه ی او در طول زندگیش باشد را به افرادی بسپاریم که درک درستی از این موضوع ندارند و حتی به دنبال رسیدن به این درک هم نیستند، این که ما خودمان سعی در فهم درست این ویژگی ارزشمند در خودمان و کودکانمان داشته باشیم باعث می شود تا به راحتی بیراهه های آموزشی را در مسیر خلاقیت پیدا کرده و از ورود کودکمان به آن راه جلوگیری کنیم.  به کار گیری روش های افزایش و رشد خلاقیت باعث خواهد شد تا نه تنها با ورود به مهد ها و مدارس خلاقیت از بین نرود، بلکه منجر به رشد و باروری این ویژگی می گردد.

یادمان باشد: خلاقیت مفهومی بسیار حساس است و کوچکترین ندانم کاری در راه تربیت آن موجب کم رنگ شدن و از بین رفتن آن خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *