الگوهای خانواده و زمینه‌­های بروز خلاقیت

الگوهای خانواده و زمینه‌­های بروز خلاقیت

خلاقیت موضوعی مهم در نظام تعلیم و تربیت یک جامعه است و داشتن افراد خلاق و نوآور برای سازگاری با زندگی پیچیده و متغیر امروزی که هر لحظه در حال نو شدن است، امری لازم و ضروری است. رشد و پرورش خلاقیت در گرو رشد تفکر و قوای اندیشه است. به طوری که سقراط هدف اصلی تعلیم و تربیت را پرورش نیروی تفکر و اندیشه در انسان ذکر می‌­کند. در این میان خانواده به عنوان اولین نهادی که کودک را پرورش می­‌دهد، نقش بسیار مهمی در بروز خلاقیت و پرورش آن دارد. در واقع توانایی‌ها، عکس‌العمل­‌ها و مهارت­‌های کودکان به نظام تربیتی و آموزشی خانواده وابسته است. کودکان در بستر خانواده تفکر کردن را می­‌آموزند و لذا رفتارها و الگوهای موجود در خانواده در نوع تفکر کودکان اثرگذار است. زمینه­‌های مختلفی که منجر به بروز خلاقیت در خانواده می­‌شود، به عوامل زیر بستگی دارد.

۱- مهر و محبت در خانواده: اغلب روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت اعتقاد دارند که مهر و محبت والدین زمینه‌ساز بروز یادگیری و بسیاری از رفتارهای سازنده و مفید در کودک است. مازلو اعتقاد دارد که پایه­‌های خودشکوفایی فرد در آینده بر نشانه‌های محبت قرار دارد. کسب محبت در خانواده منجر به ایجاد احساس عاطفی مثبت و بروز رفتارهای ابتکاری و خلاقانه در کودک می­‌شود. همچنین ابراز رفتارهای محبت‌آمیز به دور از توهین و تحقیر و خشونت سبب می­‌شود درک عاطفه و محبت در کودک نیز رشد یابد. در نظام خانواده، محبت به معنای حمایت از اندیشه­‌ها و افکار کودک، علاقمندی و توجه به ایده­‌ها و افکار خلاقانه­ کودک، تشویق و ترغیب کنجکاوی و رفتارهای مفید و سازنده­ کودک و حمایت از خلق آثار خلاق کودک است. بنابراین حمایت و محبت والدین و اعضای خانواده سبب رشد و پرورش خلاقیت در کودکان و نوجوانان می­‌شود اما میزان و نوع محبت به ویژگی­‌های کودک و شرایط زمان و مکان بستگی دارد.

۲- سبک و نوع قضاوت والدین: عامل دیگری که سبب رشد خلاقیت در کودک می­‌شود، سبک قضاوت والدین است که این امر بدین معنا است که والدین نسبت به تجربه­‌های کودک، احساسات، رفتارها و فعالیت­‌های کودک، سرگرمی‌ها و هر آنچه به فرزندان مربوط می­‌شود، چه احساس و نظری دارند. در واقع برخوردها و نظرات والدین می­‌تواند تأثیر مثبتی بر خلاقیت کودک داشته باشد. اگر برخورد والدین با رفتارها و فعالیت کودک توأم با احترام و درک متقابل باشد، می­‌توانند با دیدگاهی مثبت به جوانب کار کودک نگریسته و نواقص و کاستی­‌های آن را به دور از تنش و درگیری اصلاح کنند. یکی از سبک­‌های مفید و مؤثر در برخورد و ایجاد یک رابطه متقابل با کودک، سبک قضاوت استدلالی ـ عاطفی است؛ یعنی هم والدین حق دارند حرف و استدلال خود را درباره یک پدیده یا واقعیت بیان کنند و هم کودکان چنین حقی را دارند. در اینجا قضاوت و داوری با رضایت طرفین انجام می­‌شود و در نهایت والدین و فرزندان به نقطه‌نظر مشترکی دست می­‌یابند که خود تسهیل‌کننده و حامی اندیشه­‌های خلاق است. در این سبک در حقیقت والدین و فرزندان در محیطی توأم با آرامش و به دور از ترس و تنش با هم به تبادل نظر می­‌پردازند و هیچ یک درصدد تحمیل نظر خود برنمی­‌آیند، بلکه نظرات یکدیگر را شنیده و با احترام متقابل به ایده­‌ها و نظرات یکدیگر، به یک تصمیم جمعی خواهند رسید. البته این سبک مستلزم آشنایی والدین با مهارت­‌های ارتباطی صحیح است. برعکس، اگر سبک قضاوت والدین مستبدانه باشد، یعنی والدین تنها دیدگاه و نظرات خود را به کودک تحمیل کنند، راه را برای بروز خلاقیت در کودک خواهند بست.

۳- صداقت، صراحت و رُک­‌گویی در خانواده: یکی از ویژگی­‌های مثبت والدین، صداقت است. وجود صداقت در خانواده و تشویق آن، نشانه اعتماد و اطمینان اعضای خانواده به یکدیگر است. اگر فضای خانواده صادقانه و توأم با امنیت و آرامش باشد، فرزندان بدون نگرانی و ترس می­‌توانند حقایق و واقعیت­‌ها را با والدین در میان بگذارند و بدین ترتیب خانواده پایگاهی مستحکم و ایمن برای آنها خواهد بود. رشد خلاقیت نیز تابعی از رشد اعتماد و صداقت در خانواده است. چراکه کودک خلاق دوست دارد به او اطمینان کنند و اعتقادات، ارزش­‌ها و نیازهایش را صادقانه بپذیرند. او دوست دارد با خانواده راحت باشد و بدون ترس و نگرانی مسائل خود را بیان کند. کودک خلاق می­‌خواهد در خانواده با او عادلانه رفتار شود. ترویج رفتار صادقانه در خانواده که با صراحت نیز همراه شود، سبب می­‌شود فرزندان شجاعت را بیاموزند، شجاعتی که سبب می­‌شود فرد خلاق صداقت و صراحت با خود را نیز بیاموزد. تشویق صداقت و صراحت در فضای امن و آرام خانواده و تکرار آن در طول زمان منجر به ثبات ویژگی خلاقیت در کودکان خواهد شد.

۴- خلاقیت والدین: بررسی زمینه­‌های افراد خلاق نشان می‌­دهد معمولاً یکی از والدین یا اعضای خانواده آنها خلاق بوده یا به خلاقیت علاقمند بوده‌­اند. اگر والدین تجربه­‌های مثبت و مفیدی از دوران کودکی و نوجوانی خود داشته باشند، شرایط و موقعیت مناسبی را برای بروز خلاقیت فرزندان خود تدارک می‌­بینند. برعکس اگر والدین تجربه‌­های ناخوشایندی از دوران کودکی خود داشته باشند، مثلاً تحت کنترل شدید یا با قوانین خشک و دست و پاگیر بزرگ شده باشند، احتمالاً نمی­‌توانند زمینه­‌ساز بروز خلاقیت در کودک خود باشند. چراکه اگر بخواهند قوانین خشک و دست و پاگیر برای کودکان خود بگذارند و آزادی لازم برای عملکرد خلاقانه به کودک خود ندهند، بارقه­‌های خلاقیت را در فرزندان خود از بین خواهند برد. بنابراین خلاق بودن والدین زمینه‌ساز پرورش خلاقیت در کودکان است چون اگر والدین از حالات و رفتارهای افراد خلاق آگاه باشند، نه تنها از مشاهده رفتارهای گاه عجیب کودکان خلاق متعجب یا ناراحت نخواهند شد، بلکه با اطمینان و اعتماد بیشتری به هدایت و پرورش آنها خواهند پرداخت.

منابع:

جعفری، نرگس. (۱۳۸۳). بررسی عوامل بازدارنده خلاقیت در مدارس ابتدایی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه زاهدان.

برنادت، دافی. (۱۳۸۰ ). تشویق خلاقیت و تخیل در کودکان، ترجمه مهشید یاسایی، تهران، انتشارات ققنوس، چاپ چهارم.

گریوز، گارگیلو. (۱۳۷۹). خلاقیت (شناخت ویژگیهای کودکان و برخورد مناسب با آنها). ترجمه مهدی قراچه داغی. تهران: انتشارات پیک بهار.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *